شگفت انگیزترین و عجیب ترین مردم ایران و ایرانی تبار ها را بشناسید

خانواده نابغه ایرانی

آقای حبیب الله بناکار، کارمند بازنشسته سازمان حج و زیارت و همسر خانه دارش صاحب سه فرزند هستند که هر سه آنها ضریب هوشی بالایی دارند یا به روایتی نابغه هستند.

زهرا ۶ ساله، ابوالفضل ۴/۵ ساله، امیر حمزه ۲/۵ ساله فرزندان نابغه آقای بناکار هستند.

زهرا زبان انگلیسی و فارسی را به راحتی می خواند و می نویسد، جدول ضرب را کامل حفظ است، حدود یک جزء از قرآن را حفظ است و از هر موضوعی اطلاعاتی را برایت رو می کند. خیلی شیطنت می کند، درست مثل دو برادر تیزهوش دیگرش که لحظه ای آرام نمی گیرند و مدام بالا و پائین می پرند.

برادر کوچک زهرا امیرحمزه ۲/۵ ساله، مقداری انگلیسی بلد است و اعداد را به خوبی می شناسد. تا لحظه ای که ما آنجا هستیم مدام با گوشی پدرش ور می رود و با آن کار می کند. امیر حمزه ۲/۵ ساله هم عکس می گیرد و هم شماره. برایمان آهنگ نیز پخش می کند.

برادر دیگر زهرا هم ابوالفضل حدود ۱۰۰ لغت انگلیسی حفظ است، الفبای فارسی و انگلیسی را کامل بلد است و انگلیسی را به خوبی می خواند.

خانواده نابغه
پدر بچه ها: نهنگ در استخر می میرد!

پدرش به خبرنگار شیرازه می گوید: اعتقادم این است که نهنگ در استخر می میرد! خدا را شکر فرزندان من سطح هوشی بالایی دارند. وضعیت آموزشی فسا مثل استخر است و مطمئناً نهنگ در استخر می میرد.

او در ادامه از مسئولین می خواهد فکری به حال امثال فرزندان او کنند که دارند در این فضا فدا می شوند.

حبیب الله بنا کار می گوید: از چهار سال پیش متوجه شدیم زهرا نابغه است. این خبر از شبکه های مختلف صدا و سیما شبکه یک، سه، پنج پخش شد.

هرجا مراجعه کردیم گفتند برای زیر سه سال برنامه ای نداریم/ از نروژ به ما زنگ زدند!

زمانی که اثبات شد آی کیو زهرا ۱۶۵ است و همانطور که می دانید ۱۴۰ به بالا نابغه خوانده می شود به جاهای مختلفی نامه نوشتم و کمک خواستم که از این استعداد خدادادی زیر نظر دولت استفاده شود تا در آینده برای مملکت مفید باشد، اما هر جا که مراجعه کردیم گفتند: ما در قبال بچه های زیر سه سال مسئول نیستیم. پدر زهرا می گوید «متاسفانه کسی به ما کمکی نکرده اما اگر می خواستم به راحتی کشورهای دیگر ما را می پذیرفتند. در این مورد حتی از نروژ به ما زنگ زدند!»

ضریب هوشی بالای زهرا هم کارگشا نیست!

حبیب الله ادامه می دهد: «به دکتر دوگانی نامه نوشتیم؛ ولی تاکنون نتیجه ای نگرفتیم. برای من هم شرایط فراهم نیست که بخواهیم به تهران یا شیراز مهاجرت کنیم. آقای بنا کار می گوید: خواهشم از مسئولین این است از لحاظ آموزشی فکری به حال بچه های نخبه کنند. برای ثبت نام زهرا به مدرسه شاهد مراجعه کرده ایم که سطح آموزشی آن قدری بالاتر است؛ آنها هم به جای اینکه خوشحال باشند که چنین نخبه قرار است به مدرسه آنها بیاید می گویند شرایط آن را نداریم و این جای تامل دارد.

داریم صحبت می کنیم که ابوالفضل می پرد وسط حرفمان و با زبان شیرین کودکانه اش می گوید: می خواهید برایتان نقاشی بکشم؟ می گوییم: بکش.

ابوالفضل می گوید: برایتان یک موجود عظیم الجثه می کشم. بلافاصله می گوید: نه، نه برایتان یک موجود عظیم الجثه تکامل یافته می کشم!

در ۲/۵ سالگی روزنامه می خواند

از یک سالگی فهمیدیم که این بچه با بچه های دیگر فرق دارد. مادر زهرا کوچولو این را می گوید. او آبان ماه سال ۱۳۸۵ دخترش را در بیمارستان شریعتی فسا به دنیا آورده. آن موقع او و شوهرش نمی دانستند فرزندشان در ۲/۵ سالگی یک روزنامه خوان حرفه ای خواهد شد.

داستان تیزهوشی زهرا از زمانی شروع شد که یک روز یعنی درست در سن یک و نیم سالگی، مادرش دست او را گرفت و به مهد کودک برد؛ ما روی یک نیمکت نشستیم. زهرا با کنجکاوی به اطرافش نگاه می کرد.

مربی مهد، شعری را که جلسه گذشته یاد داده بود با بچه ها تمرین می کرد. من خیلی اتفاقی سر این کلاس رفتم تا ببینم اگر خوب است زهرا را در آنجا ثبت نام کنم. هنوز هم زهرا آن شعر را از بر است.

معصومه فردای آن روز متوجه شد زهرا یک و نیم ساله، همان شعری را که معلم در مهد با بچه ها تمرین کرده حفظ است و می خواند: «تو ای که داده ای به من، زبان و پا و دست و سر، دو تا فرشته داده ای، به نام مادر و پدر…»

مادر جوان باورش نمی شد که زهرا با یک بار شنیدن شعر در کلاس آن را حفظ کرده باشد. داستان زندگی دختر بچه فسایی هم از همان روز ورق خورد. کم کم مادر زهرا متوجه شد دخترش از هوش خوبی برخوردار است. شاید هم دعاهای بی حد و اندازه ی پدرش نتیجه داده بود.

خانواده نابغه
در سفر حج خیلی دعا کردم

پدر زهرا با اصرار گزارشگر شیرازه می گوید: زمانی که همسرم باردار بود به سفر عمره رفتم. باورتان نمی شود. آن قدر دعا کردم و آن قدر از خدا خواستم تا اینکه با به دنیا آمدن زهرا حاجت روا شدم.

حبیب الله از خدا خواسته بود، صاحب فرزندی باهوش و سالم شود. این را زمانی فهمید که دخترش را برای گرفتن تست هوش پیش یکی از مشاوران شهرستان فسا برد. آن موقع زهرا دو سال بیشتر نداشت اما با واکنش هایش به سوالات تست هوش حاضران را متعجب کرده بود؛ از آقای مشاور گرفته تا پدرش!

«آقای مشاور یک سری تست از زهرا گرفت. بعد به هوش زهرا امتیاز ۱۶۵ داد و گفت این بچه نابغه است»

حالا از آن روز مدت ها گذشته و در این فاصله زهرا به کمک مادرش توانسته یک دنیا چیز یاد بگیرد، همه حیوان ها را از روی عکس شان می شناسد و نامشان را می داند، ۱۰۰۰ لغت انگلیسی را حفظ کرده و می تواند تا ۱۰۰۰۰ بشمرد. البته کنار اینها مادرش نخواسته زهرا از قرآن خواندن هم عقب بماند. او کل سوره های قرآن را از رو می خواند. البته تصور نکنید این دختر بچه از یک سالگی هوش بالایش را به نمایش گذاشته است.

حبیب الله از ۱۴ ماهگی دختربچه شیرین زبانش می گوید: در آن سن کم مادر زهرا به او رنگ ها و اشکال هندسی را یاد داده بود، و دخترم درباره ی هرکدام از رنگ ها و اشکال که از او می پرسیدند با لحن شیرین و بچه گانه اش توضیح می داد.

من دانشمند جهانم!

زهرا سوال های عجیب هم زیاد می پرسد، کافی است جلوی او بنشینید و از یک موضوع فنی صحبت کنید، دخترک بعد از تمام شدن حرف شما شروع می کند به پرسیدن مطالبی که در ذهنش علامت سوال ایجاد شده، و البته چندان عجیب هم نیست که ادعایش بزرگتر از سن و سالش باشد. ادعاهایی مثل «من دانشمند جهانم!».

منبع : شیرازه


 پسر بسیار جذاب ایرانی

مورد عجیب «متین جلیل زاده» یک مورد منحصر به فرد نیست؛  «آدم های جذاب مغناطیسی». اما موضوع عجیبی که در مورد او وجود دارد این است که در حالی که بیشتر افراد مشابه او، اشیاء فلزی را جذب می کنند، او می تواند اجسام پلاستیکی را هم جذب کند.

تا همین چند روز پیش، حرفی از کار عجیب آقا متین نبود تا اینکه شیطنت و کنجکاوی های متین گل کرد. ماجرا برمی گردد به زمانی که خانواده متین پای یکی از برنامه های مستند نشسته بودند؛ برنامه ای که در مورد انسان های شگفت انگیز جهان بود و توانایی خارق العاده آنها را نمایش می داد. یکی می توانست با دندان هایش یک کامیون را بکشد، دیگری بازوهای پولادین داشت و …

پسر بسیار جذاب ایرانی

اما بخشی از این فیلم مربوط می شد به یک پسربچه مغناطیسی؛ پسربچه ای که اجسام فلزی به بدنش می چسبید. دیدن این صحنه ها متین و پدر و مادرش را خیلی متعجب کرد. نمایش های عجیب آن پسربچه تمام شد اما این قسمت فیلم، ذهن متین را حسابی مشغول کرده بود. «هنوز پای تلویزیون نشسته بودیم که متین دوید و رفت داخل آشپزخانه. چند لحظه ای گذشت تا اینکه متین آمد جلوی ما نشست؛ در حالی که یک مشت قاشق و چنگال در دست داشت، این کارش خیلی عجیب بود. متین اصرار داشت که من و مادرش به او توجه کنیم. می گفت من هم می توانم.»

اینها را قاسم جلیل زاده، پدر متین می گوید. به گفته آقای جلیل زاده آن موقع، آنها اصلا تصورش را هم نمی کردند که یک آزمایش ساده بچگانه، نتیجه اش این بشود.

رویایی که به حقیقت پیوست

متین می خواست مانند پسربچه خارق العاده توی فیلم، شانسش را امتحان کند و ببیند که آیا قاشق و چنگال ها به بدنش می چسبند یا نه؟

پدر و مادر متین این کار پسرشان را گذاشتند پای سادگی های بچگانه و البته کمی هم حسادت کودکانه. به اصرار متین، پدر و مادر هم دست از فیلم نگاه کردن کشیدند و میخکوب نشستند تا ببینند که پسرشان می خواهد چه نمایشی برایشان اجرا کند.

«باید به احساسات فرزندمان توجه می کردیم. اولش من و همسرم تصور می کردیم به خاطر اینکه ما از آن پسربچه آهن ربایی فیلم خوشمان آمده، متین حسادت کودکانه اش برانگیخته شده است، متین درست حرکات آن پسربچه را تقلید می کرد. اول پیراهنش را درآورد و بعد قاشقی برداشت و روی سینه اش گذاشت. آرام آرام قاشق را رها کرد. باورکردنی نبود. قاشق روی بدن متین چسبید.»

خاصیت عجیب و غریب بدن این پسربچه همه را به تعجب واداشته است

پدر و مادر متین بعد از دیدن این صحنه تصور کردند که پسرشان بلایی سر خودش آورده و این احتمال را می دادند که متین با چسب این کار را انجام داده. به همین خاطر جلوتر رفتند و قاشق را از سینه پسرشان جدا کردند اما ماده چسبنده ای وجود نداشت.

خطرناک نیست

متین و پدر و مادرش در آن لحظه بسیار هیجان زده شده بودند. بارها این کار را تکرار کردند. واقعا اجسام به بدن پسرشان می چسبید و فرزندشان یک انسان مغناطیسی بود. «مثل یک رویا بود. تصورش را بکنید که در یک بازی کودکانه، یکدفعه مشخص شود که فرزندتان یک آدم خارق العاده است. حس آن روز را اصلا نمی توانم توصیف کنم، راستش را بخواهید من و همسرم خیلی ترسیده بودیم. می ترسیدیم که نکند این ویژگی متین برای سلامتی اش خطرناک باشد یا اینکه اصلا این خاصیت، نشاندهنده یک بیماری باشد. این فکرها مثل خوره به جانمان افتاد تا اینکه تصمیم گرفتیم متین را نزد پزشک متخصص ببریم.»

آقای جلیل زاده پسرش را نزد چندین پزشک برد. حتی برای اینکه مطمئن شود خطری پسرش را تهدید نمی کند، او را بارها به بیمارستان برد تا چکاپ کامل شود اما همه پزشکان یک نظر مشابه داشتند، اینکه این ویژگی متین، عجیب و باورنکردنی است اما اصلا خطرناک نیست و او سالم و سلامت است.

بدن پلاستیک ربا!

کم کم این موضوع به گوش اقوام و در و همسایه ها رسید. به گفته آقای جلیل زاده، همه می آمدند تا از نزدیک مغناطیسی بودن متین را ببینند. جالب اینکه همه شان در ابتدا تصور می کردند که متین، بدنش را به یک ماده چسبنده نامرئی آغشته کرده و تا وقتی که از نزدیک و با دستان خودشان بدن متین و اجسام را لمس نمی کردند، نظرشان عوض نمی شد.

برخی هم نظر جالب تری داشتند و می گفتند این کار یک تردستی ماهرانه است. چیزی نگذشت که این موضوع رسانه ای شد و پای عکاسان و خبرنگاران هم به منزل آقای جلیل زاده باز شد. «گزارشگران از ما کنجکاوتر بودند. بارها اجسام مختلف را مورد آزمون قرار دادند.»

البته این آزمایشات خالی از لطف نبود و باعث کشف عجیب تری شد. «بدن متین علاوه بر فلزات، به اجسام پلاستیکی هم واکنش نشان می دهد و آنها را جذب می کند. جذب اجسام پلاستیکی، ویژگی است که تنها در متین دیده شده چرا که اگرچه انسان های مغناطیسی دیگری هم در دنیا وجود دارند اما تنها فلزات به بدنشان می چسبد.»

آزمون های عجیب و غریب

جالب است بدانید سنگین ترین شیءای که تا به حال به بدن پسربچه مغناطیسی چسبیده و آن را نگه داشته، یک جاروبرقی شارژی ۴ کیلوگرمی بوده است. «پسرم از موقعی که این ویژگی را کشف کرده، مشتاقانه آزمون های زیادی را انجام می دهد. مثلا با آزمایشاتی که انجام داده متوجه شدیم که هنگام صبح، بدن متین خاصیت مغناطیسی اش بیشتر از اوقات دیگر است.»

متین برادر ۱۶ ساله ای هم دارد اما این ویژگی اصلا در او دیده نمی شود. پدر و مادر متین می گویند بعد از اینکه اقوام و بستگانشان از این موضوع باخبر شده اند بعضی حدس زده اند که شاید این ویژگی در آنها هم وجود داشته باشد و به عبارتی آنها هم یک آدم مغناطیسی باشند، به همین خاطر میزان جذابیت مغناطیسی بدنشان را امتحان کرده اند اما هیچ کدام شان مغناطیسی نبودند. «این موضوع نشان داد که مغناطیسی بودن بدن اصلا ارثی نیست.»

منبع :  وبگردی۲۰۳۰


مشهورترین نوابغ ایرانی، از پروفسور سمیعی تا دانشمندان ناسا نام ۲۱ نابغه ایرانی

مشهورترین نوابغ ایرانی

۱٫پروفسور مجید سمیعی جراح برجسته و متخصص بیماری های مغز و اعصاب مقیم آلمان و رئیس افتخاری اتحادیه جهانی جراحان مغز و اعصاب

۲٫امید کردستانی مدیر بازرگانی، سهامدار و معاون ارشد “گوگل” (Google)

۳٫حسین اسلامبولچی رئیس بزرگ ترین شرکت مخابرات در امریکا “AT&T”

۴٫انوشه انصاری موسس و مدیر کمپانی بزرگ “TelecomTechnologies” امریکا و اولین زن فضانورد ایرانی

۵٫فریار شیرزاد معاون وزارت بازرگانی امریکا، مشاور رئیس جمهور و عضو شورای ملی امنیت ایالات متحده(دوره گذشته)

۶٫جمشید دلشاد شهردار شهر بورلی هیلز آمریکا

۷٫امیر مجیدی مهر معاون بخش رسانه های دیجیتال شرکت “Microsoft” (فرد سمت چپ تصویر)

۸٫پروفسور Caro Lucas پدر رباتیک ایران

۹٫پروفسور توفیق موسیوند مخترع نخستین قلب مصنوعی داخل بدن انسان

۱۰٫ماریا خرسند رئیس کمپانی بزرگ سونی اریکسون سوئد، رئیس پروژه بلوتوث

۱۱٫پروفسور لطفی علی‌ عسکرزاده استاد بازنشسته دانشگاه برکلی، واضع منطق و نظریه فازی، کامپیوتر هوشمند و بنیانگذار نسل سوم کامپیوتر در جهان!

۱۲٫پروفسور بیژن داوری مدیر ارشد کمپانی “آی بی ام” (IBM) بزرگ ترین کمپانی سخت افزار در جهان

۱۳٫فرزاد ناظمی مدیر فنی “یاهو” (Yahoo)

۱۴٫سینا تمدن مدیر ارشد شرکت “اپل” (Apple)

۱۵٫پیر امیدیار پدر تجارت الکترونیکی در جهان و صاحب کمپانی عظیم
“ای‌ بی” (e-bay)

۱۶٫پروفسور علی جوان دارنده جایزه جهانی آلبرت انیشتن و مخترع لیزر گازی

۱۷٫آزاده تبازاده دانشمند سازمان فضایی ناسا

۱۸٫دکتر فیروز نادری مدیر پروژه سفر به مریخ در سازمان فضایی ناسا

۱۹٫ولی نصر مشاور باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا

۲۰٫پروفسور محمد جمشیدی مدیر برنامه های داخلی سازمان فضایی ناسا

۲۱٫قاسم اسرار عضو هیئت مدیره سازمان فضایی ناسا

منبع : خبر اقتصادی


کشف خانواده ‌شگفت انگیز میان کوه های ایران

پیدا شدن یک خانواده ۱۰ نفره که در ۷۰ سال گذشته در میان کوه های ارم شهرستان دشتستان بوشهر زندگی می کردند و از جامعه روستایی و شهری کاملاً بی خبر بودند، باعث شگفتی همگان شد.

مرتضی ایزدی رئیس ثبت احوال شهرستان دشتستان ماجرا را این گونه شرح می دهد: مدتی پیش به ما خبر دادند خانواده ای ۱۰ نفره از ۷۰ سال پیش در منطقه کوهستانی و صعب العبور «راه وال تنگ چول نار» بخش ارم کپرنشین هستند.

 

بنابراین مأموران ثبت احوال دشتستان و مأموران اداره آگاهی شهرستان و بخشداری تنگ ارم تصمیم گرفتند برای بررسی ماجرا راهی محل شوند. از آنجا که امکان تردد با هیچ موتوری امکان نداشت، آنها راه های صعب العبور را پیاده طی کردند و خودشان را به محل رساندند.

 

مرتضی ایزدی ادامه می دهد: سرپرست خانواده گفت اسمش بهمنیار است. ۷۰ساله است و اسم پدرش علی بود.

کشف خانواده ‌شگفت انگیز میان کوه های ایران

او توضیح داد که همراه همسر، هفت فرزند و خواهر ۷۳ساله اش زندگی می کند. پسر بزرگش ۳۸ ساله است و دختری ۱۴ ساله آخرین فرزند خانواده او است. رئیس ثبت احوال شهرستان دشتستان در ادامه می گوید: این خانواده هیچ گونه امکانات زندگی نداشتند و زندگی شان را به شیوه زندگی عشیره ای اداره می کردند.

 

آنها از دیدن قاشق و چنگال، دوربین، مداد وکاغذ به هیجان آمده بودند. لباس های اعضای گروه برایشان جالب بود. بهمنیار به مأموران گفت: در ۷۰ سالی که از عمرش گذشته هفت بار به روستای قراول خانه سرزده اما هیچ یک از خانواده اش تاکنون از کوهستان خارج نشده اند.

 

یکی از دختران خانواده هم گفت: معنی شهر و روستا را نمی دانیم. جز کوه و ستاره چیز دیگری به چشم ندیده ایم. بر اساس این گزارش مراحل هویت شناسی، صدور شناسنامه، در اختیار قراردادن امکانات رفاهی و بهداشتی برای این خانواده و ساخت فیلم مستند در حال بررسی است.

منبع : روزنامه جوان


با معروف ترین زنان موفق ایرانی در دنیا آشنا شوید

معروف ترین زنان موفق ایرانی در دنیا
زندگینامه ماریا خورسند

ماریا خورسند، بانوی ۴۹ ساله ایرانی، یکی از مدیران مشهور صنعت آی‌تی جهان است. هر چند ایرانی‌ها در میان مدیران رده‌ بالای صنعت آی‌تی چندان کم‌ شمار نیستند، اما خورسند یکی از بلندپایه‌ ترین و در عین حال معدود زنان ایرانی فعال در این رشته است.
خورسند هفته گذشته به مدیرعاملی شرکت مشهور تولید سخت‌افزار دل (Dell) در سوئد منصوب شد، اما این بانوی ایرانی پیش از این مناصب بالاتری در صنعت آی‌تی جهان را نیز در اختیار داشته است.

معروف ترین زنان موفق ایرانی در دنیا
زندگینامه کریستین امانپور

کریستین امانپور در ۱۲ ژانویه ۱۹۵۸ (دى ماه ۱۳۳۶) کریستینا امان پور از پدرى ایرانى و مادرى انگلیسى در لندن متولد شد. پدر کریستین امانپور اهل سروستان فارس است. با برخى از خانواده‌هاى سرشناس بهائى خویشاوند است او در زمان رضاشاه و اندکى پس از شهریور ۱۳۲۰ در نیروى دریایى اشتغال داشت، سپس در تهران ساکن شد و به کمک خویشان و دوستان منتفذش به خدمت دولت در آمد و مامور خرید غله شد.

معروف ترین زنان موفق ایرانی در دنیا
زندگینامه زهرا سالاریه

زهرا سالاریه، تنها دختر دریانورد ایرانی است که با ۲۳ سال سن در شهرستان بوشهر زندگی می کند.
وی تا ۱۶سالگی شنا کردن بلد نبوده. همه ی تصوری هم که از دریا داشته، همان تصویری بوده که همه دارند. اما چند اتفاق ریز و درشت باعث شده است که فکر زدن به دریا در ذهنش جوانه بزند و او را وارد فصل عجیبی از زندگی کند. زهرا از ۱۵ سالگی مجبور شده است که کار کند. در آن زمان خیاطی می کرده و اتفاقا خیاط ماهری هم بوده، به خاطر همین یک روز دنبال یک آگهی استخدام خیاط ضخیم دوزی وارد شرکتی می شود که جلیقه نجات می دوختند. کار کردن در همان شرکت هم بوده که باعث می شود زهرا با شرکت هایی که ناخدا و قایقران تربیت می کردند و به آنها گواهینامه قایقرانی می دادند آشنا شود.

معروف ترین زنان موفق ایرانی در دنیا
زندگینامه دکتر ترانه رضوی، پزشک گوگل

روزی که از پزشک گوگل تقاضای مصاحبه کردم با مهربانی پذیرفت اما هنگام تعطیلات کریسمس بود و باید منتظر مسئولان گوگل می‌ماندیم تا اجازه مصاحبه بدهند. سر انجام اجازه دادند تا این که سوالاتم را با ایمیل فرستادم. مدت زمان زیادی طول کشید تا خانم ترانه رضوی به سوال‌ها جواب داد. او در پاسخ نوشته بود:” من در روز ۱۴ ساعت کار می‌کنم و این ماه آخر بیشتر از حد معمول بود”
برای ما که از دور چیزهایی راجع به گوگل شنیده‌ایم شاید ۱۴ ساعت کار مفید کمی عجیب به نظر برسد. شاید هم رسانه‌ها بیش از حد در مورد راحتی کارکنان گوگل مبالغه می‌کنند. تصور ما از کار کردن در گوگل لم دادن بر روی کاناپه‌های نرم، بازی در مجموعه ‌ورزشی گوگل، دریافت سهام گوگل و داشتن یک قطعه زمین در جزیره‌ای است که می‌گویند گوگل همه آن را خریده است.

معروف ترین زنان موفق ایرانی در دنیا
زندگینامه پردیس ثابتی

پردیس ثابتی در سال ۱۳۵۳ در تهران زاده شده است. او از دو سالگی به همراه خانواده‌اش به آمریکا مهاجرت کرد و در آنجا ساکن شد.
وی دوره لیسانس را در «مؤسسه تکنولوژی ماساچوست»، ام.آی.تی، سپری کرد و پس از آن تحصیلات عالی خود را در دانشگاه آکسفورد ادامه داد. پردیس ثابتی تحصیلات خود را در دانشگاه هاروارد آمریکا نیز با نتیجه‌ای شگفت‌انگیز به پایان رساند : او سومین زن در طول تاریخ این دانشگاه بود که با معدل ۱۰۰ و مدارج کامل فارغ‌التحصیل شد.
پس از آن بود که دانشگاه هاروارد از او دعوت به همکاری کرد و اکنون پردیس ثابتی، با عنوان استادیار هاروارد، یکی از استادان جوان ایرانی‌تبار در این دانشگاه به شمار می‌رود و سرپرستی یک پژوهش مهم پزشکی، در باره تکامل انسانی، را در مرکز سامانه‌های زیست‌های تکاملی بر عهده دارد.

معروف ترین زنان موفق ایرانی در دنیا
زندگینامه مینو اختر زند

مینو اختر زند، بانوی موفق ایرانی، متولد ۱۳۳۵ در تهران است. وی که پدرش ارتشی بود، دوران کودکی و نوجوانی را در تهران سپری کرد و در ۱۷ سالگی به استکهلم سوئد مهاجرت کرد.
خانم اخترزند در سال ۱۹۷۸ در رشته مهندسی الکترونیک از دانشگاه سلطنتی تکنیک استکهلم (کی تی اچ) فارغ التحصیل شد.
اخترزند بعدها پست های مدیریتی گوناگونی را در شرکت انرژی واتن فال به دست آورد و مدتی نیز مدیرکل شورای استانی کار در شهر اوپسالا سوئد بود.
وی در حال حاضر عضو هیئت رئیسه دانشگاه سودرتورن در استکهلم است.

معروف ترین زنان موفق ایرانی در دنیا
زندگینامه مریم میرزاخانی

مریم میرزاخانی (زاده ۱۹۷۷) ریاضیدان و استاد ایرانی‌تبار دانشگاه استنفوردساکن آمریکا است.
او طی تحصیل در دبیرستان فرزانگان تهران در سال‌های ۱۹۹۴ (هنگ‌کنگ) و ۱۹۹۵ (کانادا) برنده مدال طلا در المپیاد جهانی ریاضی شد. سپس کارشناسی ارشد خود را در رشته ریاضی از دانشگاه شریف گرفت و برای ادامه تحصیل دکترا به دانشگاه هاروارد رفت.
میرزاخانی از یازدهم شهریور ماه ۱۳۸۷ (اول سپتامبر ۲۰۰۸) در دانشگاه استنفورداستاد دانشگاه و پژوهشگر رشته ریاضیات است. پیش از این، او استاد دانشگاه پرینستون بود.
از مریم میرزاخانی به عنوان یکی از ده ذهنِ جوان برگزیده سال ۲۰۰۵ از سوی نشریه پاپیولار ساینس در آمریکاو ذهن برتر در رشته ریاضی تجلیل شد.

معروف ترین زنان موفق ایرانی در دنیا
زندگینامه دکترشیرین عبادی

شیرین عبادی حقوق دان،نخستین زن ایرانی که موفق به دریافت جایزه صلح نوبل درسال ۲۰۰۳ میلادی شد.او سومین مسلمانی است که جایزه صلح نوبل را برده است شیرین عبادی اولین زن مسلمان است که جایزه فوق را دریافت کرده است.
کمیته جایزه نوبل اعلام کرد که این جایزه به دلیل فعالیت های خانم عبادی درزمینه حقوق بشروترویج مردم سالاری درایران بویژه درمورد حقوق زنان و کودکان به وی اعطا میشود.دربخشی ازبیانیه کمیته اعطای جایزه نوبل به خانم عبادی گفته شده :شیرین عبادی به عنوان یک وکیل ،قاضی ونویسنده و فعال حقوق بشر در ایران درخارج از مرزها ی آن کشور همواره با صراحت صحبت کرده است.

معروف ترین زنان موفق ایرانی در دنیا
زندگینامه انوشه انصاری

انوشه انصاری در سال ۱۳۴۶ خورشیدی، در ایران به دنیا آمد. تا سن ۱۶ سالگی در وطن زیست و سپس به همراه خانواده‌اش به ایالات متحده آمریکا هجرت کرد. سالهای پایانی دبیرستان را در آن کشور گذراند و سپس برای اخذ مدرک کارشناسی در رشته مهندس الکترونیک و علوم کامپیوتر وارد دانشگاه جرج میسون شد. انوشه بعد از پایان موفقیت‌آمیز دوره لیسانس برای کسب مدرک فوق‌لیسانس خود وارد دانشگاه جرج واشنگتن شد و مطالعات خود را در این دانشگاه ادامه داد. پس از اخذ مدرک کارشناسی ارشد در رشته مهندسی الکترونیک، انوشه برای کار به سراغ شرکتهایی چون MCI و COMSAT رفت و پروژه‌های موفقیت‌آمیزی را در آن شرکتها به سرانجام رساند. او چندین مقاله و دو پاتنت برای کار روی “عملگرهای اتوماتیک” و “گره‌های یک شبکه‌ بیسیم” دارد.او در حال حاضر مشغول طی کردن دوره‌ای در دانشگاه سوئین‌بورن می‌باشد تا بتواند دومین مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته ستاره‌شناسی دریافت کند.

معروف ترین زنان موفق ایرانی در دنیا
لیلا اسفندیاری

لیلا اسفندیاری کجوری راد (۲۷ بهمن ۱۳۴۹ – ۳۱ تیر ۱۳۹۰) کوهنورد زن ایرانی بود که رکوردهای صعود متعددی را به عنوان نخستین زن کوهنورد ایرانی به نام خود به ثبت رساند.

لیلا در یک خانواده مذهبی و مرفه متولد شد. تعصب پدر موجب سخت‌گیری‌ها و محدودیت‌های زیادی در دوران نوجوانی و جوانی لیلا می‌شود. علی‌رغم علاقه وی به تحصیلات دانشگاهی در رشته حقوق، پدرش با این استدلال که در رشته حقوق مجبور است در محیطی مردانه کار کند، وی را وادار به تحصیل در رشته آزمایشگاهی میکروبیولوژی می‌کند. وی بعد از اتمام تحصیل و بازگشت به منزل از خانواده خود جدا می‌شود و خانواده‌اش (پدر خانواده) نیز وی را ترد می‌کنند. در سالهای اولیه استقلال، وی از طریق تدریس خصوصی و کار در کارخانه دستمال کاغذی مخارج خود را تامین می‌نمود. پس از اتمام دانشگاه در بیمارستان آبان مشغول به کار می‌شود.

منبع : partoeagahi


 ویدیویی از نابغه دو ساله ایرانی

 

 

 ویدیویی از پسر بچه شگفت انگیز ایرانی

 

وارد کانال آی آر میکس شوید
منبع : آی آر میکس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *